اوتیسم

دکتر مونا اسبقي

روانشناس کودک _02122795703

اوتيسم يا درخودماندگي به يک اختلال يا ناتواني در رشد عصبي اتلاق ميشود که در قالب عدم تواناييدر برقراري تعاملات و ارتباطات اجتماعي و رفتارهايمحدود و تکراري بروز ميکند. اوتيسم در کودکان شايعتر بوده و پيش از 3 سالگي علائم آن در کودک ظاهر ميشود. برايافراد مبتلا به اوتيسم، جهان مملواز افراد، مکانها و حوادثي است که باعث اضطراب آنها ميشود. در اين افراد، تفکر و برقراري ارتباط با ديگران، شرکت در محافل عمومي و اجتماعي دشوار است. معمولا از هر 1000 کودک، يک تا 2 نفر به اوتيسم مبتلا ميشود و در سالهاي اخير، اين آمار در حال افزايش بوده است که البته بالا رفتن اين آمار ميتواند به دليل تشخيصموارد بيشتر و آگاهي دقيق از عوامل ايجادکننده آن باشد. علائم بيماري اوتيسم معمولا حدود 2 سالگيکودک توسط والدين شناسايي ميشود. اين علائم رفتهرفته گسترش مييابد؛ هرچند برخيکودکان ابتدا رشد طبيعيدارند و ناگهان دچار اين علائم ميشوند.

اوتيسم با تغيير چگونگي ارتباط سلولهاي عصبي و سيناپسها، روي پردازش اطلاعات در مغز تاثير ميگذارد. کودکان مبتلا به اوتيسم نسبت به ساير کودکان، دنيايمتفاوتي را تجربه ميکنند. صحبت کردن با ديگران و ابراز احساسات براي چنين کودکي بسيار دشوار است. اينگونه کودکان در خود فرو رفته و بدون حمايتهاي اجتماعي قادر به برقراري ارتباط نيستند. اين افراد نسبت به اتفاقاتي که اطرافشان ميافتد، به گونهاي غيرعادي عکسالعمل نشان ميدهند. به عنوان مثال صداهاي عادي ممکن است چنان براي چنين فردي آزاردهنده باشد که گوشهايشرا با دستش بگيرد. دست زدن به آنها حتي به آرامي ممکن است باعث ناراحتي آنها شود. از سويديگر، کودکان مبتلا به اوتيسم، در ارتباط واژهها و معانيآنها دچار مشکل هستند.
به عبارتي تصور کنيد بفهميد مادرتان چه ميگويد؛ ولي معنايدقيق لغاتيرا که بيان ميکند، بدرستي نميدانيد. اين حالت با مشکل عدم توانايي ابراز خود در اين گونه کودکان، دشوارتر و خستهکنندهتر ميشود.
کودکان مبتلا به اوتيسم، تمايلي به تغيير کارهاي روزمره خود ندارند و ممکن است دستهاي خود را بارها به هم زده و کلماتي را تکرار کنند يا شلوغي راه بيندازند يا ساعتها در تنهايي خود با يک اسباببازي خاص بازي کنند. به عبارتي آنها دوست دارند طبق يک برنامه هميشگي رفتار کنند و از تغيير دادن وسايل آنها از جاي ثابت خود ناراحت ميشوند. انجام رفتارهايي چون جنبش يا چرخيدن يا حرکات پرخاشگرانهاي چون گاز گرفتن، از دسته رفتارهايي است که ممکن است از يک کودک مبتلا به اوتيسم سر بزند. اين افراد نسبت به صدا زدن نامشان عکسالعملي از خود نشان نميدهند و معمولا با ساير افراد ارتباط چشمي برقرار نميکنند.
آنها در تعبير و تفسير افکار و احساسات ديگران دچار مشکل هستند؛ چراکه با علائم و نشانههاي اجتماعي مانند علائم ظاهري صورت و آهنگ صداها بيگانهاند و چون رابطه چشمي با افراد ندارند، نميتوانند رفتار مناسبي را با توجه به علائم چهرهاي از خود نشان دهند. اين کودکان نسبت به کودکان همسن و سال خود ديرتر شروع به صحبت ميکنند.
کودکان مبتلا به اوتيسم، بيشتر از ساير کودکان در معرض خطر بالايابتلا به بيماريهايي چون سندروم عقبماندگي ذهني، رشد تومورهاي مغزي، حملات صرعي، ناتوانيهاي يادگيري و اختلال کاهش تمرکز قرار دارند. حدود 20 تا 30 درصد از کودکان مبتلا به اوتيسم در زمان بزرگسالي مبتلا به صرع ميشوند. در نقطه مقابل آنها، افراد مبتلا به شيزوفرنينيز رفتارهايي مانند افراد مبتلا به اوتيسم از خود بروز ميدهند. با اين تفاوت که علائم بيماري تا اواخر دوران نوجواني يا اوايل بزرگساليخود را نشان نميدهند. در اوتيسم، فرد مبتلا هذيان و توهم ندارد؛ ولي در شيزوفرني بسيار ديده ميشود.
درواقع افراد مبتلا به اوتيسم در 3 زمينه دشواري در برقراريروابط، تعاملات و تصويرسازي اجتماعي دچار مشکل هستند.
به طور کليويژگيهاي اوتيسم در هر فرد متفاوت است؛ ولي اين 3 اختلال، از شايعترين زمينههاي مشکلساز اين بيماري به شمار ميروند که حدود سهچهارم افراد مبتلا به اوتيسم با آن دست به گريبانند.
دشواريدر برقراري روابط اجتماعي: افراد مبتلا به اوتيسم با زبان بدن يا body language بيگانهاند. اين افراد با زبان کلامي و غيرکلامي مشکل دارند. بسياري از آنها، فهم زبان تحتالفظيرا ندارند و تصور ميکنند منظور مردم از چيزي که ميگويند دقيقا همان چيزي است که به زبان ميآورند و به دليل عدم آگاهي از جنبههاي ديگر انتقال مفاهيم، قادر به فهم کامل حرفهاي ديگران نيستند. کودکان مبتلا به
اوتيسم در استفاده و فهم علائم ظاهري و آهنگ صدا، جوکها و طعنهها و عبارات و جملات معمول که معنايديگري را ميرسانند، دچار مشکل هستند.
در اين گروه، افراد مبتلا به اوتيسم يا اصلا حرف نميزنند يا عبارات محدودي را بيان ميکنند. افراد معمولي مهارتهاي زباني خوبي دارند؛ ولي اين افراد رد و بدل شدن مکالمات بين فردي را دشوار ميدانند و به همين دليل مدام حرفهاي گوينده را تکرار ميکنند يا مدام درباره علايق خود حرف ميزنند.
دشواري در تعاملات اجتماعي: اجتماعي شدن به طور طبيعي ايجاد نميشود؛ بلکه نياز به يادگيري دارد. افراد مبتلا به اوتيسم درخصوص تعاملات اجتماعي، در تشخيص و فهم احساسات و عواطف افراد و ابراز عواطف خود دچار مشکل هستند که اين کار از لحاظ اجتماعي براي آنها دشوارتر است. آنها قادر به درک قوانين اجتماعينوشته نشدهاي که ما حتي بدون فکر کردن به آنها انجام ميدهيم، نيستند. به طور مثال ممکن است خيلي نزديک به فردي بايستند يا گفتگو با فرديرا درخصوص موضوعينامناسب آغاز کنند. آنها ممکن است به خاطر عدم شناساييعواطف ديگران، افرادي بيعاطفه تلقي شوند. بيشتر ترجيح ميدهند تنها باشند و از فعاليتهاي گروهي و جمعهاي دوستانه دوري ميکنند و معمولا رفتارهاي عجيب و نامناسبي از آنها سر ميزند و بيان احساسات، عواطف و نيازها برايشان دشوار است. مشکلاتي که در تعاملات اجتماعي در سر راه افراد مبتلا به اوتيسم وجود دارد، باعث ميشود روابط دوستانه خوبينداشته باشند يا در صورت تمايل در برقراري رابطه با افراد ديگر، راه آن را نميدانند.
دشواري در تصويرسازي اجتماعي: ما معمولا در فهميدن آنچه ديگران ميدانند، مشکل داريم يا حدس زدن آنچه ديگران به آن فکر ميکنند، براي ما دشوار است؛ وليتصويرسازيهاي اجتماعي به ما کمک ميکند که رفتارهاي افراد را حدس زده و پيشبينيکنيم و به ما امکان ميدهد موقعيتهاي خارج از عملکردهايروزانه خود را تصور کنيم. افراد مبتلا به اوتيسم که در اين زمينه دچار اختلال هستند، در فهم و تعبير افکار، احساسات و اعمال ساير افراد، در پيشبيني اتفاقات، درک مفهوم خطر، در مشارکت در فعاليتها و بازيهاي تخيلي، در آمادگي براي تغيير و برنامهريزيبراي آينده و در کنار آمدن با موقعيتهاي جديد و ناآشنا دچار مشکل هستند.
ويژگيهاي اصلي در مبتلايان به اوتيسم
انجام اعمال تکراري: جهان از منظر اين افراد بسيار پيچيده و غيرقابل پيشبيني است و ترجيح ميدهند اعمال ثابتي را انجام دهند تا بتوانند رخداد آن را پيشبيني کنند. اين کارهاي تکراري و روزمره ميتواند شامل رفتن يک مسير ثابت از خانه به مدرسه يا محل کار يا خوردن غذاي يکساني در وعده غذايي، تکان دادن مداوم بدن، چرخش سر، قرار دادن اشيا روي يک خط، عدم علاقه به تغيير دکوراسيون محيط اطراف،. آنها دوست دارند برايانجام کاري، همان روشي را انجام دهند که قبلا نتيجه خوبي داده است و تمايلي به تغيير در زندگي و عقايد خود ندارند.
حساسيت حسي: افراد مبتلا به اوتيسم، معمولا نوعي حساسيت حسي را تجربه ميکنند و اين حالت ممکن است در يک يا 5 حس بينايي، شنوايي، بويايي، لامسه و چشايي مشاهده. به عنوان مثال ممکن است صداهاي پسزمينهاي اين افراد را آزار دهد که ديگران حتي متوجه آنها هم نميشوند. اين حساسيت باعث اضطراب و حتي بروز دردهاي جسماني در آنها ميشود.
علايق خاص: بسياري از افراد مبتلا به اوتيسم، از علايق خاصي برخوردارند که از سنين نسبتا پايين در آنها به وجود ميآيد. اين علايق در طول زمان تغييرپذير بوده و ميتواند شامل کارهاي هنري، موسيقي و کارهاي کامپيوتري باشد. برخي از اين علاقهها نيز ممکن است عجيب باشد، مثلا علاقه به جمع کردن زباله باشد.
راهکارهاي درماني
درواقع هيچ درماني براي اين بيماري وجود ندارد و به عبارت بهتر هيچ درمان خاصي که بتوان براي هر فرد به کار برد، وجود ندارد؛ ولي پزشکان و درمانگران ميتوانند به افراد اوتيسمي کمک کنند تا بر بسياري از اين اختلالات غلبه نمايند. هرچه اين علائم زودتر شناسايي شود، درمان موثرتر خواهد بود
درمانهاي رفتاري و ارتباطي: در اين درمان، برنامههايي براي بهبود وضعيت اجتماعي، زباني و رفتاري فرد مبتلا به اوتيسم در دستور کار قرار ميگيرد. برخي برنامهها نيز روي کاهش مشکلات رفتاري و آموزش مهارتهاي جديد تمرکز دارند. ساير برنامهها نيز شامل آموزش به کودکان مبني بر چگونگي رفتار در موقعيتهاي اجتماعي و چگونگي ارتباط با ساير افراد جامعه است. با اين راهکارها، کودکان ميآموزند که در مواجهه با اين اختلال چگونه رفتار کنند.
درمانهاي آموزشي: کودکان مبتلا به اوتيسم به برنامههاي آموزشي واکنش خوبي نشان ميدهند. اين برنامهها شامل فعاليتهاي مختلفي جهت مهارتهاي اجتماعي، ارتباطي و رفتاري است.
درمانهاي دارويي: هيچ دارويي قادر به بهبود علائم اوتيسم نيست؛ بلکه داروهاي خاصي هستند که به کنترل علائم کمک ميکند. از داروهاي ضدافسردگي براي بهبود اضطراب افراد و درمان مشکلات شديد رفتاري استفاده ميشود.علاوه بر درمانهاي ذکر شده، برخي درمانهاي خلاقانه مانند موسيقيدرماني، هنردرماني و تلفيقي از حواس است. استفاده از رژيمهاي خاص غذايي مانند پرهيز از غذاهاي حساسيتزا مانند غذاي بدون گلوتن و عاري از خمير ترش و نيز پرهيز از مکملهاي غذايي چون انواع ويتامينها نيز در بهبود علائم موثر است. با اعمال اين راهکارها، افراد و کودکان مبتلا به اوتيسم ميتوانند به زندگي عادي خود در جامعه ادامه دهند.

براي تشخيص زود هنگام اوتيسم، گوش به زنگ باشيد
به گفته محققان، در صورتي که اوتيسم در مراحل اوليه شروع علائم شناسايي شود، راحتتر قابل پيشگيريو درمان خواهد بود و اين امر مستلزم آگاهي دقيق از علائمي است که ممکن است براي اولين بار با آن روبهرو شده باشيد. اگر اين علائم را در کودک خود ديديد، حتما با يک پزشک مشورت کنيد:
کودک تا يک سالگي، صداهاي خاصي را به زبان نميآورد و اشارات و حرکات خاصي از خود نشان نميدهد
تا 16 ماهگي کلمه خاصي را بيان نميکند.
تا 2 سالگي حتي 2 کلمه را به هم متصل نميکند.
– به اسم خود واکنش نشان نميدهد.
– در مهارتهاي اجتماعي و زباني مشکل دارند.
– ارتباط چشميکمي دارد.
– در ظاهر، نحوه بازي با اسباببازيهايش را نميداند.
– اسباببازيها و وسايلش را روي يک خط مرتب ميکند.
– به اسباببازي يا وسيلههاي خاص دل ميبندد.
– نميخندد و گاها از نظر شنوايي دچار اختلال است

دیدگاه‌ها

برای ثبت نظر وارد شوید