درمان افسردگی

دکتر اسبقي

روانشناس باليني

02122795703

روان درماني بين فردي يک روان درماني کوتاه مدت، متمرکز بر تشخيص و به طور تجربي آزمايش شده است. روان درماني بين فردي بر رويداد هاي زندگي اخير و مشکلات بين فردي ونشانه ها متمرکز است.اين درمان از يک مدل طبي استفاده مي کند و نشانه هاي خلق را به رويدادهاي زندگي اخيرارتباط مي دهد.درمان گر IPT به بيمار کمک مي کند تا احساساتش را درک کند. IPT به بهبود افسردگي از طريق تسکين دادن نشانه هاي افسردگي کمک مي کند و در ايجاد راهبرد هاي موثرتر براي مشکلات بين فردي اخير مرتبط با آغاز نشانه ها کمک مي کند.

مبناي نظري IPTبر نظريه هاي ميان فردي آدلف ماير(1957) و هاري استاک ساليوان (1983) و بر روي نظريه دلبستگي جان بالبي استوار است. ميان فرد گراها حيطه کار خود را از حوضه روان پزشکي وسعت دادند و بر نقش عوامل اجتماعي، فرهنگي و ميان فردي تاکيد کردند. ساليوان به نقش روابط ميان فردي در ايجاد بيماري رواني و با استفاده از روابط ميان فردي براي درک و درمان بيماري رواني تاکيد مي کند. بالبي معتقد است که جدايي از منبع دلبستگي ايمن باعث شروع افسردگي ميشود و اختلالات رواني از مشکل در شکل گيري و نگهداري دلبستگي ايمن ايجاد مي شوند. در عوض حمايت هاي اجتماعي در برابر افسردگي حمايت مي کنند.

اصول درمان بين فردي براي افسردگي
IPT دو اصل اساسي دارد. اول، درمانگرIPT افسردگي را بعنوان يک بيماري طبي تعريف مي کند، افسردگي يک بيماري رايج که از مجموعه نشانه هاي ناپيوسته و پيش بين پذير تشکيل شده است. اين تعريف از افسردگي باعث مي شود که افسردگي کمتر فشارآور و بيشتر قابل کنترل و درمان باشد. سبب شناسي افسردگي پيچيده و چند بعدي است و شامل عوامل زيستي، تجارب زندگي، تاريخچه خانوادگي و ديگر عوامل مي باشد. درمانگر تاکيد مي کند که افسردگي يک بيماري طبي قابل درمان است و نقض بيمار نيست. گفتن اين مطلب که افسردگي يک بيماري قابل درمان است باعث مي شود که بيمار احساس بهتري داشته باشد. بيماران افسرده اغلب نشانه هاي بيماري و پيامد آن را يک عيب و ضعف شخصي قلمداد مي کنند.
اصل دوم IPT، افسردگي بيمار را با رويدادهاي زندگي اخير ارتباط مي دهد. رويداد هاي استرس زاي زندگي باعث آسيب پذيري افراد به افسردگي مي شود وبرعکس افسردگي باعث مي شود که فرد نتواند رويداد هاي استرس زاي زندگي خود را بهتر اداره کند. تمرکزIPT بر روي حل اين مشکلات ميان فردي در زندگي بيماران است. برخي از مشکلات مانند داغ ديدگي غامض، نقش مشاجره، نقشهاي انتقالي يا نارسايي هاي ميان فردي در دوره هاي زندگي بيماران افسرده است. براي حل اين بحران هاي ميان فردي، درمانگر بايد موقعيت هاي زندگي بيمار را بهبود بخشد وهمزمان نشانه هاي افسردگي را درمان کند.

ويژگي هاي درمان بين فردي
 درمان بين فردي يک درمان کوتاه مدت و اختصاصي
 درمان بين فردي متمرکز بر اينجا و اکنون
 درمان بين فردي متمرکز بر مشکلات ميان فردي
 تمرکز درمان بين فردي بر روابط متقابل بين خلق و رويدادهاي زندگي
 تمرکز بر روي بيان عاطفه

فرايندهاي درمان IPT
درمان IPT براي افسردگي اساسي از 3 مرحله اوليه، مياني و پاياني تشکيل شده است. روشهاي IPT براي تداوم درمان در هر حوزه مشکل ميان فردي به بيمار کمک مي کند

جلسات اوليه درمان ( 3- 1 جلسه ):
تکاليف جلسات اوليه IPT براي افسردگي اساسي شامل گرفتن شکايت اصلي بيمار، بازنگري نشانه هاي بيماري، دادن تشخيص بيماري، تعيين بافت بين فردي براي دوره افسردگي اخير، بستن قرارداد اتحاد درماني و تنظيم چارچوب درمان است.

جلسات مياني ( جلسات 9-4 ):
وقتي قرارداد درماني بسته مي شود يک حوزه مشکل بين فردي انتخاب مي شود تا درمان برروي آن متمرکز بشود در جلسات مياني هدف درمان کار بر روي اين مشکل است. در هر جلسه درمانگر از بيمار اين سوال را مي پرسد از بعد آخرين ملاقاتمان شما چه احساسي داشتيد اين سوال باعث مي شود بيمار روي خلق و رويدادهاي فعلي متمرکز بشود. همچنين درباره تعاملات بين فردي عاطفي بيمار سوال مي پرسد براي اينکار درمانگر از تحليل ارتباط (بازسازي و ارزيابي تعاملات عاطفي ) استفاده مي کند تا به بيمار در درک اينکه چطور در هر موقعيت احساس مي کند و براي اينکه ارتباط عاطفي برقرار کند کمک مي کند. درمانگر از طريق ايفاي نقش تعاملات بين فردي با بيمار، او را براي تعاملات واقعي آماده مي کند. درمانگر بجاي اينکه در ايفاي نقش کلمات را از پيش تعيين کند بيمار را تشويق مي کند تا با کلمات خودش در زندگي واقعي ايفاي نقش بکند که باعث مي شود بيمار وابسته به درمانگر نباشد.

جلسات پاياني ( 12-10 جلسه ):
در جلسات پاياني، درمانگر پيشرفت بيمار را در بهبود نشانه هاي بيماري بررسي مي کند همچنين توانايي بيمار براي حل مشکلات کانوني را ارزيابي مي کند. درمانگر بيمار را بخاطر رشد عزت نفس تشويق مي کند و به او براي پيشرفت و کار دشوارش تبريک مي گويد و به بيمار اين اطمينان را مي دهد که اين موفقيت مستقل از درمانگر نيز تداوم مي يابد.
درمانگر براي بيماراني که به درمان بين فردي جواب ندادند و درمان هيچ تاثيري در بهبود خلق و موقعيت زندگي آنها نداشته است توضيح مي دهد چرا درمان موثر نبود و به آنها اطمينان مي دهد که افسردگي يک بيماري قابل درمان است و درمان هاي موثر ديگر هم وجود دارد و او را تشويق مي کند تا درمان جايگزين ديگر را بررسي کند.
با استفاده از مدل طبي IPT، درمانگر به بيمار درباره ي عود و بازپيدايي نشانه هاي افسردگي آموزش رواني مي دهد و او را براي عود نشانه ها آماده مي کند. بيماراني که يک يا چند دوره افسردگي را تجربه کردند متاسفانه براي دوره هاي بعدي آسيب پذيرترند. درمانگر درباره رابطه رويدادهاي استرس زا و خلق توضيح مي دهد و مي گويد که انتظار داشته باشد که رويدادهاي استرس زا بعدا او را دچار مشکل مي کنند.

دیدگاه‌ها

برای ثبت نظر وارد شوید