ارزیابی و تشخیص


اهمیت ارزیابی و تشخیص در خدمات روان درمانی غیر قابل انکار است. در تمام دنیا قبل از اینکه فرد وارد فرایند درمان شود با کمک ابزارهای تشخیصی (تست ها و clinical Q) مشکل فرد شناسایی می شود و فرد با توجه به نیازی که دارد از درمان های مختلف (روان درمانی، نوروتراپی گروه درمانی و ...) استفاده می کند بنابراین اهمیت ارزیابی اولیه و تشخیص موردی غیر قابل انکار است که در مرکز آرامی از اولویت برخوردار است.

از دلایل اهمیت ارزیابی و تشخیص صحیح صرفه جویی در وقت و هزینه مراجع است. زیرا وی قبل از اینکه وارد جلسه درمان شود مشخص است که هدف از درمان وی چیست و چه درمانی مناسب وی می باشد.

اگر درمانگر درباره مشکلات ، ناراحتی‌ها و رنج‌های بیمار بیشتر بداند، بهتر می‌تواند یک تشخیص صحیح و دقیق را مطرح کند. در اینجا تجربه و دانش درمانگر از اهمیت زیادی برخوردار است درمان گر با تجربه به پیوندهایی بین توضیحات مراجع درباره ی مشکل و دیگر اطلاعات به دست آمده در طول جلسه توجه می کند . تا بتواند بهترین برنامه درمانی را برای مراجع مرقوم کند.

تشخیص در روان شناسی بالینی بوسیله ی مشاهده، آزمون(تست) و مصاحبه صورت می گیرد که در بین آنها مصاحبه از اهمیت بیشتری برخوردار است. هدف از مصاحبه تشخیصی یافتن دقیق علل و عوامل مؤثر در پیدایش اختلال و مشکل روانی در مراجع می باشد دراین رابطه مصاحبه باید بتواند کلیه مسائل وعوامل مؤثر در پیدایش اختلال را از کم اهمیت ترین تا پر اهمیت ترین آنها شناسانده تا بتواند تشخیصی مناسب درارتباط با مشکل درمانجو در اختیارمصاحبه گر قرار دهد. زیرا تا زمانی که تشخیصی دقیق و درست از نوع اختلال بیمار در دست نباشد نمی توان درمان مناسبی برای وی عرضه نمود.

یک روان شناس بالینی نه تنها به مطالبی که بیمار در جلسه مصاحبه تشخیصی بیان می کند علاقه مند است، بلکه در نحوه ادای مطالب و عکس العمل های عاطفی که از خود نشان می دهد و نیز روابط عاطفی و فکری مصاحبه شونده توجه می کند.

بنابراین واضح است در مصاحبه از مشاهده نیز استفاده می شود و درصورت لزوم پس از مصاحبه می توان از آزمون خاص مورد نیاز نیز استفاده کرد.

وسیله ارزیابی به جهت شناخت افراد باید پایا و معتبر باشد .پایا یعنی مثلا وقتی یک آزمون روانی چند بار بکار برده شود یافته های یکسانی را تولید کند و معتبر یعنی برای مقاصد مورد نظر مفید باشد. شیوه های ارزیابی و تشخیص روانی به سه فرایند تقسیم می شوند: مصاحبه، آزمون و مشاهده.

مصاحبه بالینی
مصاحبه یا ساخت دار یا بی ساخت است در مصاحبه ساخت دار کلیه سوالهای مصاحبه گر در یک برنامه مصاحبه آماده می شوند. مصاحبه گرانی که گرایش های روانکاوی دارند اغلب بر تجربه های اوان کودکی و تجربه های جنسی و رویاها تمرکز می کنند و رفتارگرایان به رویدادهای جاری که در حال حاضر ناراحت کننده است گرایش دارند.

آزمون روانشناختی
تا کنون پر مصرف ترین پرسشنامه شخصیت در ارزیابی روانی پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا MMPI شامل ۵۵۰ ماده بوده است که مجموعه وسیعی از رفتارها و افکار و احساسات را وارسی می کند و برای ۱۰ طبقه نمراتی را در اختیار می گذارد. با توجه به اینکه آزمون شونده می تواند دروغ بگوید یا از دادن پاسخ شانه خالی کند یا غیره این تست ۴ مقیاس اعتبار دارد. مثلا اگر کسی به جمله من هرگز دروغ نمی گویم پاسخ درست بدهد نشان می دهد که مورد آزمایش می کوشد خودش را بطور مطلوبی نشان دهد زیرا می دانیم به ندرت کسی هرگز دروغ نگوید.

پرسشنامه های ساخت دار تجربه و احساس های هشیار را بررسی می کند و تعارض های ناهشیار و ترس های نهفته و تکانه های جنسی را نشان نمی دهد لذا آزمون های فرافکن مانند آزمون رورشاخ rurschach test و آزمون اندر دریافت موضوع (thematic apperception test (TAT فرصت نمایان شدن موضوعات تعارضی یا ناهشیار را به حداکثر می رساند

آزمون های هوش
آلفرد بینه اولین آزمون هوش و بعدا دیوید وکسلر آزمون هوش را برای بزرگسالان WAIS و کودکان WISC و پیش دبستانی WPPSI تنظیم کرد که بعدا WAIS-R تجدید نظر شده WAIS ارائه داد. مقیاس های وکسلر هوشبهر Intelligence Quotient کامل را اندازه گیری می کند که از دو نمره فرعی کلامی و رفتاری تشکیل می شود و این آزمون ها نقش بسیار مهمی در ارزیابی عقب ماندگی ذهنی و آسیب مغزی ایفا می کنند.

آزمون های هوش فقط از رفتارها در تکالیف استاندارد شده خاص نمونه می گیرند و رفتارهای دیگر نظیر درک کردن موسیقی کلاسیک اندازه گیری نمی شود.

بهره هوشی کمتر از ۷۰ را عقب افتاده و بین ۷۰ تا ۸۴ را به عنوان افراد مشکل دار و بیشتر از ۱۳۰ را افراد باهوش می نامیم و بیشتر مردم دنیا بهره هوشیشون بین ۹۵ تا ۱۰۵ می باشد.

تست هوش در مقام مقایسه با دیگران است لذا برای مردم یک منطقه می بایست با توجه به تواناییهای زبانی و امکانات تنظیم شود.

مشاهدات
در مصاحبه و آزمون از کلمه استفاده می شود و می دانیم که کلمه بی جهت موضوع را بزرگ می کند در حالیکه اگر به رفتار فرد توجه شود یعنی به او نگوییم که او چه هست یا چه چیزی دارد بلکه آنچه را که او انجام می دهد و شرایط آن را به او بگوییم موثر تر واقع خواهد شد. که به دو دسته ارزیابی رفتاری و فیزیولوژیکی تقسیم می شود

در نهایت با انجام صحیح تمام موارد بالا می توانیم به تشخیص صحیح که منطبق با راهنمای تشخیصی DSM-5 می باشد دست می یابیم و نخستین گام برای شروع درمان برداشته می شود.

نیاز به مشاوره دارید؟

تلفنی از شنبه تا چهارشنبه از ۸ صبح تا ۸ شب

آنلاین ۲۴ ساعت شبانه‌روز ۷ روز هفته